مدح و شهادت حضرت زهرا سلاماللهعلیها
نگاه مادری حتی به هیزم میکند زهرا و آتش را پُر از گلهای گندم میکند زهرا مراقب بود در آتش نسوزد چادرش، شاید که زینب را در این چادر تجسم میکند زهرا به گوشات خورده آیا آب آتش را بسوزاند؟! میان موجی از آتش تلاطم میکند زهرا دلیل زندگی را در تماشای عـلی میدید علی را در شلوغی ناگهان گم میکند زهرا علی را با چه حالی از میان کوچهها بردند که با خاک عبای او تیـمم میکند زهرا صدای پای رفتن از در و دیـوار میآید علی تابوت میسازد، تبسّم میکند زهرا نمیگنجد درون خاک، اقیانوس بیپایان مزارش را نهان در قلب مردم میکند زهرا |